منو یه دنیا حرف...

به نام خدا

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

سخت است بغض داشته باشی و بغضت را هیچ آهنگی نشکند جز صدای کسی که دیگر نیست !

 

پ.ن اره خیلی سخته با صداش تب کنی و روزا شباتو با خاطراتو عکساش بگذرونی

 


 

 

 

به سلامتی روزی که قاب عکس مرگمم هنوز داره انتظار اومدنتو میکشه

چهارشنبه هفدهم دی 139311:49م

 

 

نِمی‌دانَم تا کِی دوستَم داری ...

 هَرجا که باشَد ...

هَرجا تَمام شُد ...

ِاسمِش را می‌گُذارَم ؛

آخَر خَطِ مَن ...

بــاشـَد ؟؟

 


 

یادت را از من نگیر،

بگذار من هم مثل سهراب بگویم ؛

مهربانی کم نیست ...

 


  

گاهی حــــرف ها وزن ندارد …

ریتم ندارد …

آهنگ ندارد …

اما خوب گوش کن …

درد دارند …

 

دوشنبه پانزدهم دی 139313:10م

فردا امتحان تاریخ هنر جهان دارم...سخت در حد افتضاح*

الا هنو نصف درسارم نرسیدم بخونم*

خدایا فقط به امید تو*میخونم تا هر وقت امشب بتونم...هی*فعلا به امید یه امتحان نسبتا خوب.والانیفتم خیلیه...

 

جمعه دوازدهم دی 139320:23م

تمامی رنگ ها مال تو

 

تمامی رنگ ها مال تو

سیاهی چشمانت برای من!

می خواهم آسمانی بسازم برای خودم

تا با هر نگاه تو موجی از ستاره ها زاده شوند

با بوسه ات بر پیشانیم ماه بخندد

و آغوشت کهکشانی آرام برای من باشد

تا تو هستی دنیای من هیچ کم ندارد …

 

دوشنبه بیست و چهارم آذر 139320:24م

ما بدهکاریم به یکدیگر

 

 

هــوس کــرده ام


کـــه تـــو بـاشـــی


مـــن بـــاشـم


و هیچـکـس نبـاشـــد


آنگـــاه


داغتـــریـن آغــــوش هـــا را از تنـتــــ


و شیـریـــن تـریــن بــوســـه هـــا را از لبـــانتــــ


بیـــرون بکشـــم


بــه تـلـــافـی تمـــامـ ِ روزهــایـــی کـــه میخــــواهمتــــ

و نیسـتـــی ...


 

دارم فکر می کنمــــــــ ــــــ

چقدر خوب می شـــــــــــــــــ ــــ ــــ ــــــد

 

نزدیک صورتم نفس می کشــــــــــــ ــــــ ــــــــیدی

 

می دانـــــــ ــــــ ـــــــــی؟?

 

من رک تر از آنمــ ــــــ ــــ ــــ

 

 

که نبوسمتــــــــــــــــــــــ

 

 

دوشنبه بیست و چهارم آذر 139320:20م
 

احساس سوختن ب تماشا نمیشود  

 

آتش بگیر ک بدانی چ میکشم...!!!    

 

عکس قلب در آتش love fire

دوشنبه بیست و چهارم آذر 139320:13م

 

نه میخواهم به تور ایتالیا و اسپانیا بیفتم نه نسیم دبی و استانبول به کله ام زده است. 


نه هوس منار جنبان دلم را میلرزاند، نه ماتِ کیشم نه موجی خزر... 


فاتحه سعدی و حافظ را هم از همین جا پست میکنم 


آقا، فقط یک بلیط رفت کربلا میخواهم.....


 

 پ.ن : دلم بدجور داره پر میزنه برای کربلا اقا یعنی لایق نبومدم که نطلبیدی منو کربلا؟!

نمیدونم واقعا خوش به سعادت هرکسی که الان کربلاس....

به خصوص مادر وپدر عزیزم...

 

 *** انشا الله هرکسی که دلش کربلایی سال دیگه این موقع  اقا  بطلبتش ***

 


 

شنبه بیست و دوم آذر 139312:47م

 

 

دلم لحظه ای را می خواهد !   که تو باشی … 

  همین کنار نزدیک به من

  درست روبروی چشم هایم

  همنفس نفسهایم

  خیره شوم به لبهایت

  دست بکشم به تک تک اعضای صورتت

  بعد چشمهایم را ببندم و …

  ” ببوسمت “

  آن لحظه دنیای من تمام می شود .

 ” به خدا که واقعاً تمام می شود “

 

 

 

 توی دنیادوتا نا بینا میشناسم

یکی تو که هیچ وقت عشقم رو ندیدی

یکی من که کسی جز تو ندیدم…

 

  

 

کاش می دانستم این سرنوشت را چه کسی برایم بافته…
آن وقت به او می گفتم یقه را آنقدر تنگ بافته ای که بغضهایم را نمیتوانم فرو ببرم…

 

 

 

 

مگر می توان شیرینی عشق تو را چشید و از تو روی گردان شد ؟

مگر می توان لذت همجواری با تو را درک کرد و میل جای دیگر داشت ؟

 

 

  

افطار من
شیرینی لبان توست …
اولین بوسه را که نوش کنم
رها میشوم از تشنگی مفرط این روزهایم …

 

 

  

 

جریان زندگی چیزی جز…

مبارزه میان عاطفه و عقل نیست…

 

  

 

 

در روز عشاق برای دوستت کارتی بفرست..

و روی آن بنویس..

از طرف کسی که فکر میکند تو بی نظیری…

 

 

 

 

دل همین است دیگر …
  می نشیند برای خودش رویا میبافد .

   آرزوهای بی جا می کند …

  مثل آرزوی بوییدن عطر گس زنانه ات

  مثل آرزوی بوسه های حریصانه و تکثیر شیرین یک گناه در آغوشت

  مثل عاشقانه تسلیم شدن مقابل هوس هایت !

  مثل …

  میدانی ! ؟

  باز هم آسمان و ریسمان بافته ام !

  تمامی ماجرا همین است

  من جز تو هیچ آرزویی ندارم !

 

 

 

 

 

اینکه میگن
خُدا همه چی رو میدونه..
راسته !
.
واسه همینم..
” تو ”
رو دقیق ِ دقیق…
اندازه ی دل ِ من ساخته..
خُدا,تو رو واسه دلِ من ساخته!!

 

 

” آغوشت ”
میتواند قشنگترین
سرخط خبرها باشد !
وقتی …
” تو ”
میتوانی…
قشنگ ترین تیتر زندگی ” من ” باشی . . .

 

 

سه شنبه هجدهم آذر 139319:30م

 

 

پنجشنبه سیزدهم آذر 13938:38م
 

http://mj6.persianfun.info/img/92/6/Namayesh16/11.jpg

 

 

لمس کن کلماتی ر اکه برایت می نویسم ...


تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست ... تا بدانی نبودنت آزارم می دهد ... لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان ... که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد ...

لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است ... لمس کن لحظه هایم را ... تویی که می دانی من چگونه عاشقت هستم، لمس کن این با تو نبودنها را.

جمعه سی ام آبان 13939:52م